-
M

عفاف و حجاب

M

خلوت عباسیه

بیت العبّاس

p align="center">زینبیه

-

هوادارن شبکه جهانی امام حسین علیه السلام

آل یاسین

   
روز شمار غدیر
چهارشنبه دوم مهر 1393 ساعت 12:20 | | نوشته ‌شده به دست علی رضا | ( )

اشعار روز شمار غدیر از استاد صمد علیزاده فرد

**************

روز شمار غدیر 15

پانزده روز دگر چون خاتم پیغمبران

منبری سازد ز محمل ها رود بالا از آن

دست حیدر را بگیرد تا که گوید ذات حق

خواسته تا که علی باشد امیر مؤمنان

**************

روز شمار غدیر 16

هرکه عبد محضر عالیجناب حیدر است

کار و بارش روز محشر با حساب حیدر است

از ازل حق بر ولایت کرده او را انتخاب

شانزده روز دگر تا انتساب حیدر است

**************

روز شمار غدیر 17

مانده هفده روز دیگر تا غدیر خم شود

تا علی شاه ولایت صاحب مردم شود

کور . هرکس که ندارد چشم دیدار علی

گو که خصم مرتضی از پیش چشمم گم شود

**************

روز شمار غدیر 18

هجده ذیحجه هجده روز دگر میرسد

غم نخور ای شیعه عیدالله اکبر میرسد

هجده ذیحجه با دستان ختمی مرتبت

رتبه ی اعلای مولایی به حیدر میرسد

**************

روز شمار غدیر 19

حکم حیدر بر پیمبر در بدن مثل سر است

پس غدیر خم میان عیدها هم اکبر است

نوزده روز دگر بالا رود دست علی

اولین بیعت کننده با علی پیغمبر است

 

مصرع اول اشاره به حدیث نبوی علی برای من مثل سر است برای بدن

مصرع دوم حدیث نبوی غدیر خم افضل اعیاد است


شهادت جانسوز امام محمد باقر علیه السلام تسلیت
دوشنبه هفتم مهر 1393 ساعت 10:32 | | نوشته ‌شده به دست علی رضا | ( )

یک طرف کاغذ و یک سو قلمش افتاده
قلمش نه دمِ تیغ دو دمش افتاده
آخرین لحظه همان لحظه ی تلخی ست که مرد
دیده از دست ابالفضل علمش افتاده
دیده که دست و سر و چشم عمو عباسش
تا دم علقمه در هر قدمش افتاده
نفسش را رمقی نیست و در خاطر مرد
زخم های تن آقا رقمش افتاده
بعدِ این قدر مصیبت که سرش آوردند
تازه تیغ آمده بر قدّ خمش افتاده
آخرین لحظه به یاد فقط این جمله ی "شمر"
که: "خودم می کِشم و می کُشمش" افتاده
دمش از بسکه حسینی ست چو پایین رفته
باز در پای دمش بازدمش افتاده
مثل بین الحرمین است مدینه اما
سر پا نیست... در این سو حرمش افتاده

http://s1.picofile.com/file/6181677062/katibe_imam_bagher.jpg

پیغامی از امام محمد باقر به تمام جهانیان:

اگر چه که من مسموم از زهر هشامم
من کُشته ي ويرانه اي در شهر شامم

سلام خداوند بر تو ای که میراث دار و احیاگر علم پیامبرانی


شنبه پنجم مهر 1393 ساعت 18:14 | | نوشته ‌شده به دست علی رضا | ( )

بسم الله الرحمن الرحیم

باذن الله و باذن رسوله صلی الله علیه و آله و باذن مولانا امیرالمؤمنین علیه السلام

 

حضرت آیت الله العظمی سید مهدی حسینی امامی این ماجرا را از زبان فردی که دارای مقامات عالی بود نقل می کند

خودتون کلیپ رو که در پائین متن قرار دادم دانلود کنید و سخنان ایشون رو گوش کنید

ایشون می فرمود که اون عالم تعریف می کرد ما در نجف درس میخوندیم و هرسال ایام محرم و عاشورا می رفتیم کربلا ولی یه سال به خاطری مشکلاتی من نتونستم برم حرم و در نجف موندم

روز عاشورا موقع اذان رفتم حرم نماز خوندم و زیارت آقا کردم وقتی خواستم بیام بیرون به دسته قمه زنی برخورد کردم که وارد صحن می شد راه بسته شد نه میتونستم برم نه... تو تنگنا قرار گرفتم من تو حرم موندم دسته قمه زن هم همه بر سر خودشون می زدند تمام لباس و بدن من هم پر خون شد و من می خواستم برم روضه دیدم با این لباس های خونی، حالا چطور این لباس ها رو بشورم و .... خلاصه کلی خُلقم تنگ شد

 پیش خودم گفتم من اگه دستم به جایی بند بشه و کاره ای بشم قطعا جلوی این کار (قمه زنی) رو می گیرم

آخه این چه کاریه؟؟؟ به جای این کار بشینید یه جایی روضه گوش کنید گریه کنید سینه بزنید زنجیر بزنید

آخه اینم شد کار ما رو به این روز انداختن (تموم لباسم خونی شده)

 منم رفتم و گفتم هرچه زودتر آب گرم حاضر کنند و منم لباس هامو شستم و انداختم رو بند تا خشک بشه بعد لباس دیگه پوشیدم و رفتم خوابیدم

خوابم برد و در عالم خواب دیدم رفیق همسایه حجرمون به من گفت فلانی لباس شستی و آب کشیدی، خسته شدی بیا چای بخور

پاشدم از تو حجره همینطور در عالم خواب رفتم تو حجرشون دیدم رفت تو ایوون استکان و قوری آورد همونجا نشستیم تو ایوون مشغول چایی خوردن شدیم

صحبت و صحبت و از این حرفا و چایی می خوردیم

 یه دفعه دیدم یه آقایی ناشناس وارد مدرسه شد بعد حجره منم رو به رو در مدرسه بود (رفت تو حجرمون نشست) منم خُلقم تنگ شد که چرا نپرسید با کی کار داشتی مدرسه خلوت و کسی نبود فقط ما دو نفر در حجره نشسته بودیم خب اگه کار داشتی با صاحب حجره، میومدی می پرسیدی حجره فلانی کجاست؟باهاش کار دارم؟خودش کجاست؟حجرش کجاست؟

 همینطور سرتو انداختی پائین رفتی نشستی

رفیقم متوجه شد که من خُلقم تنگ شد، گفت میخوام برم بپرسم خب آقا با کی کار داشتی چیکار داشتی؟

گفتم خب حالا طوری نیست بشین چای میخوریم بعد میریم حالا که فعلا تو حجره نشسته

اومدم چای بخورم دیدم یه آقای دیگه ای وارد شد

اونم بدون اینکه چیزی بپرسه رفت تو حجرمون نشست

ما هم همینطوری خُلقمون تنگ که اینا چرا نپرسیدن با کی کار دارن همیطور سرشون رو انداختن پائین رفتن تو حجره

من پاشدم رفتم

وقتی از ایوون رفتم

وقتی وارد اتاق شدم دیدم از دهلیز اتاق که میخوام وارد بشم جرئت نکردم برم

ابهت این دو نفر که وارد حجره شده بودند چنان منو گرفت که تا سلام کردم دیدم گریه کردم

درست همونجا رو به رو در ایستادم، و همینطور نگاه می کنم مبهوتم که اینا کی هستن؟

یه دفعه دیدم اون آقای اولی که بالای اتاق نشسته بود برگشت به اون یکی که به زیبائی رو به رو نشسته بود برگشت و گفت: ای اباالحسن چرا سرتو بستی؟؟؟

وقتی گفت ابوالحسن چرا سرتو بستی من متوجه شدم که اون آقایی که مخاطب قرار گرفت، پس این حضرت امیرالمؤمنین هست

همین آقا که ابوالحسن صدا شده بود برگشت به اون یکی آقا فرمود آخه یا رسول الله امروز روز عاشوراست

رسول الله خطاب به امیرالمؤمنین فرمودند: می دونم روز عاشوراست من میگم چرا سرتو بستی؟؟؟


امیرالمؤمنین عرض کردند: آقا من برای حسینم قمه زدم

 

آقا امیرالمؤمنین تا فرمودند من برای حسینم قمه زدم فهمیدم این آقا رسول الله هست که داره از حضرت امیرالمؤمنین می پرسه

 

 

دوستان عزیزم این ماجرا همونطور که اول گفتم از زبان آیت الله العظمی سید مهدی امامی نقل شده و کلیپ تصویری هم موجوده روی گزینه کلیک کنید بزنید و کلیپ خود آیت الله العظمی سید مهدی امامی که این ماجرا رو نقل می کنند رو ببینید ( از زبان خود ایشون بشنوید ) تا بعدا خدایی نکرده فکر نکنید وقت شما گرفته شده

 

کلیک کنید

 

http://s3.picofile.com/file/7395315478/mehdi_emami.jpg


قسیم النار و الجنة
سه شنبه یکم مهر 1393 ساعت 12:1 | | نوشته ‌شده به دست علی رضا | ( )
سید مرتضی در عیون معجزات با استناد از عمار بن یاسر روایت کرده است:
 
روزی امیرالمومنین علی علیه السلام در دارالقضا قضاوت می کردند، در همان حال مردی از شیعیان که نامش صفوان بن اکحل بود بلند شد و عرض کرد: مولایم من از شیعیان شما هستم ولی گنهکارم و می خواهم گناهم پاک شود. امام فرمودند: مرا از بزرگ ترین گناهت با خبر کن. عرض کرد: بزرگ ترین گناهم ارتباط با کودکان است. امیرالمومنین علی علیه السلام به او فرمودند: یکی از این سه مورد را انتخاب کن تا پاک شوی، یک ضربه با ذوالفقار به تو بزنم یا دیوار را بر رویت خراب کنم یا تو را دست و پا بسته زنده در آتش بسوزانم؟ این سه چیز جزای کسی است که این کار را انجام داده است. پس او گفت: ای مولای من! سخت ترین آنها چیست؟ امام فرمودند: سخت ترین آنها این است که تو را زنده با دست و پای بسته در آتش بیندازم. پس گفت: همین کار را انجام دهید.
 
آنگاه حضرت به من فرمودند: ای عمار! برو هزار نی جمع کن تا فردا این شخص را بسوزانیم. سپس به من فرمودند: برو در کوفه صدا بزن و بگو ای مردم کوفه از خانه هایتان بیرون بیایید و ببینید که چطور علی مردی از شیعیان خود را در آتش می سوزاند. عمار می گوید: اهل کوفه می گفتند: شیعیان و دوستان امیرالمومنین علی علیه السلام در آتش نمی سوزند زیرا آتش بر آنها حرام است. چطور ممکن است علی شیعه خود را در آتش بسوزاند؟
 
روز بعد فرا رسید و امیرالمومنین علی علیه السلام در وسط شهر نی ها را روی آن مرد ریختند و آتشی به او دادند و فرمودند: این را بگیر و خود را بسوزان، اگر از شیعیان ما باشی در آتش نمی سوزی و اگر نباشی هیچ چیز جز خاکستر از تو باقی نخواهد ماند. عمار می گوید: آن مرد در جلوی دیدگان اهل کوفه خود را آتش زد و نی ها می سوختند و شعله های آتش زبانه می کشید وقتی آتش خاموش شد، آن مرد در حالیکه لباس سفید پوشیده بود و حتی دود آتش به آن اثر نکرده بود خارج شد. سپس امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: همانا من تقسیم کننده بهشت و آتش هستم، زیرا وقتی قیامت برپا می شود به آتش می گویم: این مال توست پس او در بر گیر و این مال من است پس به اراده پروردگارم همه را بین آتش و بهشت تقسیم خواهم کرد.
 
(مدینةالمعاجز - ص37 - معجزه 70 )
 
http://s5.picofile.com/file/8142303192/919504_008.jpg
 
کافری آمد حرم تنها تماشایت کن
وقت برگشتن زمدح تو فقط هو می کشید

قمه زن ها ، جلوی حرمله را میگیرند
جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 ساعت 18:34 | | نوشته ‌شده به دست علی رضا | ( )

روضه ها یک به یک امسال که پا میگیرند

کوچه در کوچه همه رنگ عزا میگیرند 

جان عشاق تو را تا سر این سال جدید

گذر کند همین ثانیه ها میگیرند 

فرق دارند گداهای شما با همه جا 

مشتری های تو از قصد، بلا میگیرند 

هر کجا حرف رقیه به میان است و غمش 

سنگ ها هم بخدا حال بکا میگیرند 

تا که امسال سری را نبرد شمر،همه 

دست،با حالت ناله به دعا میگیرند 

به رباب و به پریشانی او... روز جزا

قمه زن ها ، جلوی حرمله را میگیرند

http://s5.picofile.com/file/8106872526/12073_603233566407484_814484806_n.jpg

چند روزیست هوای دل من همچون شهر
سخت آلوده شده
یا حسین
چشم امید به باران شب اول ماهت دارم
تا که زنگار ز دل پاک کنم
و سپس پیرهن مشکی احرام به تن
با ندای لک لبیک حسین
مُحرِم ماه محرَم گردم...


آیت الله العظمی بهجت رضوان الله علیه و شعائر حسینی
سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 ساعت 22:27 | | نوشته ‌شده به دست علی رضا | ( )

فرمایشات و اعمال و سفارشات آیت الله العظمی بهجت(ره) از زبان فرزند آن بزرگوار درباره شعائر امام حسین علیه السلام

 

در ادامه مطلب از زبان فرزند بزرگوار مرحوم آیت الله العظمی بهجت قدس سره درس های آموزنده ای از زندگی آیت الله العظمی بهجت درباره عزاداری برای امام حسین علیه السلام یاد می گیریم

http://bahjat.ir/images/phocagallery/imam-hussain/thumbs/phoca_thumb_l_003.jpg

کمتر از چهل روز مونده تا محرم پیشنهاد می کنم این فرمایشات و سفارشات مرحوم آیت الله العظمی بهجت (ره) را سرلوحه کار خود قرار دهیم تا ما هم از عزادران واقعی امام حسین علیه السلام باشیم ان شاءالله و ان شاء الحسین


:: ادامه مطلب
عزيز فاطـــــمه از اسب سرنگون گــــرديد
یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 ساعت 15:52 | | نوشته ‌شده به دست علی رضا | ( )

روايت است كه چون تنگ شد بر او ميدان

فتـــــاد از حـــــركت ذوالجــناح وز جـــولان

نه سيــــد الشهدا بر جـدال طاقت داشت

نه ذولجـــناح دگــر تاب استقامــت داشت

كشيــــد پــا زركـــاب آن خلاصـــه ايجـــاد

به رنـــــگ پرتو خورشـــيد، بر زمين افتــاد

هـــوا زجور مخـــالف چــو قيرگـــون گرديد

عزيز فاطـــــمه از اسب سرنگون گــــرديد

بلند مرتبــــه شاهــي زصـــد زين افــــتاد

اگــر غلط نكـــنم، عــرش بر زميــن افتاد...

http://s5.picofile.com/file/8140681676/64510001420335405402.jpg

آخر خودت بگو که چه خاکی به سر کنم
حالا که شمر روی تنت بی حیا شده
دیدم نشسته خنجر خود پاک می کند
فهمیدم عاقبت سرت از تن جدا شده

 

از همراهان گرامی معذرت میخوام بابت قرار دادن این اشعار و این تصویر


السلام علیک یا انیس النفوس یا شمش الشموس
شنبه پانزدهم شهریور 1393 ساعت 17:59 | | نوشته ‌شده به دست علی رضا | ( )

 تـو زنـدگـی حـرفهـایـی هـستــ ،

که فقـط ِ فقـط ،

بـایـَد بـروی "بـابــــ الجـواد" . . .

کلمـه هـا را دانه کنـی ،

دانه هـای ِ اشـکــ .

بـِکِـشـانی شـان دنبـال ِ هـَم ،

شبیـه ِ یکــ تـسبیـح ،

بِـچـَرخـانی شـان تـوی ِصـورتـتـــ ،

ذِکــر بگیـری ،

و بـَعـد ،

انگـار کـه تـسبیح پـاره بـشـود ،

دانـه هـا بیـاینـد تـا بـِچـِکـَنـد روی ِ سنـگــهـای ِ حـرم . . .

بـاز هـم دَربـِدَر شـب شـدم ،

" ای نـور سـَلام "

بـاز هـم زائـِرتـان نیـستـم ،

" از دور سـَلام "

اَلسَّلامُ عَلَیکــ یـا عـلی ابـن ِ مـوسَی الـرِّضـا

http://s5.picofile.com/file/8139233576/imam_reza_1.jpg

بایــــد تـــــو را بـــــه جانِ "جوادتــــــــ" قــسم دهد

یعنـــی که هشــــتِ زائرتــــان در گـرو نُــه اســت


ولادت کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
پنجشنبه ششم شهریور 1393 ساعت 19:10 | | نوشته ‌شده به دست علی رضا | ( )
از باد گرفتن ز شما نام و نشانی

من ذره ی خاکم که گذشتم ز جهانی

حالا که رسیدم به پر چادر پاکت

بی بی نکند چادر خود را بتکانی

با غصه و درد آمده ام سوی تو بی بی

حا شا که منه غم زده از خویش برانی

عقلم که فدا شد دل من هم به فدایت

ماند ست برایم فقط این عمر جوانی

من بی کس و کارم ، و شما یار غریبان

و الله که من اینم و والله تو آنی

گر ضامن آهو شده سلطان خراسان

تو شاه قمی که به سگی داده امانی

عمریست که دنبال حریم گل یاسم

عمریست که گیرم من از او از تو نشانی

دل تنگ حسینم ، و تو این نوکر خود را

بی بی چه شود گر به حریمش برسانی

http://s5.picofile.com/file/8137590834/hazrate_masoumeh.jpg

چه زیباست زیارتنامه ات

تمام پیامبران را به صورت غائب خطاب می کنیم از آدم تا نوح و ابراهیم و موسی و عیسی همه را میگوئیم السلام علی ...

اما همینکه به نام مقدس اشرف انبیاء می رسیم می گوئیم السلام علیکــ یعنی پیامبر و حضرت زهرا و دوازده امام در حرمت حاضر هستند، حرم توست حرم اهل بیت...

..............

قال اَبي عَبدِاللهِ(ع):«اِنَّ لِلّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکَّةُ، وَ لِرَسُولِهِ وَ هُوَ المَدينَةُ، وَ لِاَميرِالمُؤمِنين حَرَماً وَ هُوَ الکُوفَةُ، وَ لَنا حَرَماً وَ هُوَ قُمُّ وَ سَتُدفَنُ فيها اِمرَأةُ مِن وُلدى تُسَمّى فاطِمَةُ، مَن زارَها وَجَبَت الجَنَّةُ».(قالَ ذلِکَ وَ لَم تُحمَلُ بِمُوسي(ع) اُمَّهُ)ـ

امام صادق(ع) مى فرمايد:«خدا داراى حرمى است که آن مکّه است، و پيامبرش هم حرمى دارد که مدينه است، و اميرمؤمنين هم حرمى دارد که کوفه است.و ما هم داراى حرمى هستيم که قم است و به زودى بانويى از فرزند من آن جا دفن مى شود که نامش فاطمه است.هرکسى او را زيارت کند بهشت بر او واجب مى شود.» امام صادق(ع) هنگامى اين جمله را فرمودند که هنوز مادر امام موسى بن جعفر(ع) به او باردار نشده بود.)

علّامه مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج 57، باب 36، ص 216، مؤسسه الوفاء، 1404 هـ ق.بيروت.


قبول کن ته گودال گیر افتادی
شنبه یکم شهریور 1393 ساعت 22:53 | | نوشته ‌شده به دست علی رضا | ( )

 قبول كن كه شبیه حصیر افتادی
قبول كن ته گودال گیر افتادی
مخواه تا كه سر من به گریه بند شود
بگو چكار كنم از تنت بلند شود
بگو چه كار كنم آب را صدا نزنی
بگو چه كار كنم تا كه دست و پا نزنی
بگو چكار كنم از تو دست بردارند
برای پیكر تو یك لباس بگذارند
میان گریه ی من این سنان چه می خندد
دهان باز تو را نیزه دار می بندد
آهای شمر، عبا را كسی ربود برو
بیا النگوی من را بگیر و زود برو
برای غارت پیراهنت بمیرم من
چرا لباس ندارد تنت بمیرم من
قرار نبود بیفتی و من نگاه كنم
وَ یا كه گریه به كوپال ذوالجناح كنم
مگر نبود مسلمان كه اینچنین زده اند
بلند مرتبه شاهِ مرا زمین زده اند

http://s5.picofile.com/file/8136709800/godal_ghatlegah.jpg

72 شب مانده تا شب عاشورا و روضه سخت و نفس گیر گودال قتلگاه

الهی به اضطرار عمه سادات روی تل زینبیه عجل لولیک الفرج

 

یکی از دوستان تعریف میکرد اربعین که رفتیم کربلا رفتیم به روی تل زینبیه، اونجایی که عمه سادات حضرت زینب سلام الله علیها ایستاده بودند، از اونجا هم گودال قتلگاه معلوم بود و هم خیمه گاه، یه لحظه خودمونو بذاریم جای حضرت زینب از اون طرف شمر به روی سینه برادرش امام حسین از اون طرف بچه ها تو خیمه یه عده از بچه ها میومدن بیرون حضرت زینب باید می بردشون تو خیمه یه عده از بچه صدای گریه شون میومد باید اونها رو آروم میکرد

بگو چکار کنم من بگو چکار کنم، کنار شمر بمانم و یا فرار کنم


صلی الله علی الباکین علی الحسین
شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 ساعت 18:29 | | نوشته ‌شده به دست علی رضا | ( )
نجفقلی حبیبی رییس سابق دانشگاه صنعتی دیشب در برنامه زنده "دیروز،امروز،فردا" گفته که سالانه در ایام عاشورا چه پولها که در مملکت خرج میشود،اما بازده این ها چقدر است؟هیچی،چهار نفر گریه میکنند و تمام میشود. واقعا به این فرد چه باید گفت؟ گستاخی تا چه حد؟ ارسال نظر شخصی درباره دستگاه سیدالشهدا اون هم پشت تریبون رسانه ملی؟ وامصیبتا...

سخنان گستاخانه نجفقلی حبیبی در برنامه دیروز، امروز، فردا قلب بسیاری از عاشقان سیدالشهدا را به درد آورد.

 اول برید به آدرس زیر کلیپ صحبت های گستاخانه این فرد احمق رو ببینید

 

http://www.aparat.com/v/KeLgl

 

اشکی بود مرا که به دنیا نمی‌دهم

این است گوهری که به دریا نمی‌دهم

تا زنده‌ام ز درگه او پا نمی‌کشم

دامان او ز دست تمنا نمی‌دهم

تا آغاز محرم ارباب چیزی باقی نمانده و این تپش‌های قلب ماست که این روزهای انتظار را گواهی می‌دهد. دلتنگیم آقا! دلتنگ برای آنکه دوباره لباس‌های سیاهمان را با فخر بر تن کنیم و در خیمه‌های عزا، بر اشرف اولاد آدم بگرییم و مویه کنیم. مگر ما جز شما دلخوشی دیگری هم داریم؟ مگر فخری هم بالاتر از نوکری آستان شما پیدا می‌شود؟ مگر عزیزتر از شما هم خلق شده است که گرد او طواف کنیم و لبیک عاشقی گوییم؟

دلتنگیم آقا! دلتنگیم که در همین روزهایی که به عشق محرم شما سپری می‌شود، ناگهان بی سروپایی در رسانه ملی ظاهر می‌شود و در مقابل چشمان حیرت زده عاشقان سیدالشهدا اراجیفی به هم می‌بافد که این قلم شرم دارد از بیان دوباره‌اش. می‌نشیند در مقابل میلیون‌ها سینه چاک حضرت ابالاحرار و می‌گوید فایده این اشک‌ها چیست؟ بی‌شرمانه می‌گوید: اینقدر هزینه می‌کنیم برای ایام تاسوعا و عاشورا چه فایده‌ای دارد، چهار نفر گریه می‌کنند و می روند! و ثابت می‌کند که در تمام این سال‌هایی که در دانشگاه‌ها پرسه زده، فقط کتاب حمل کرده و ذره‌ای معرفت نصیبش نشده که اگر نصیبی برده بود، دست کم جامعه‌اش را درست می‌شناخت و می‌دانست که همین اشک محور وحدت همه تاریخ است و و اوج سلوک تمام مردمی که بودند و هستند و خواهند آمد.

قرآن خوب این جماعت را به ما معرفی کرده است که مصداق «صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ» اند. کور شده‌اند و نمی‌بینند که هستی بر محور همین اشک‌ها می‌چرخد و کر شده‌‌اند که ندای تاریخی «صلی الله علی الباکین علی الحسین» به گوششان نخورده. لال شده است زبانشان از بیان حق و عقلی برایشان نمانده تا لگامی بر زبانشان زند. اینجا دیگر مجال بحث و فلسفه‌بافی نیست که بخواهیم برهان اقامه کنیم و روز روشن را نشانشان دهیم که کلام حق در دل‌های تاریکشان منزل نمی‌کند. حالا وقت آن رسیده که رگ گردن‌هایمان را نشانشان دهیم و این بغض گلوگیر را آوار کنیم بر سرشان تا یاد بگیرند اگر هزار مرتبه هم دهان به مشک و گلاب بشوبند، باز هم بردن نام حضرت مصباح الهدی، کمال بی ادبی است.

اگر چشمانتان هنوز سویی برای دیدن چراغ هدایت دارد، سری به یکی از همین هیات‌ها بزنید تا ببینید فایده این اشک‌ها چیست؟ ببینید که تنها نفقطه اشتراک تمام این مردم- با هر سلیقه و اعتقاد و ظاهر- همین اشک‌های طاهر است که بزرگترین سرمایه زندگی شان شده است. شما را نمی‌دانیم، ولی مادران ما با همین اشک‌ها به ما شیر داده‌اند و «حب الحسین وسیله السعدا» را در گوشمان نجوا کرده‌اند که گفت: مادر به اشک روضه مرا شیر داده است/ در شیرم آب کرده ولی سود با من است.

حالا شما در این ساحت مقدس به دنبال نتیجه‌ای هستید که با ذهن بیمارتان همسو باشد؟! همان بهتر که اشک‌های ما در قاموس فرهنگ شما معنا نشود که طهارت و خباثت مانعه الجمع است. همان بهتر که لای کتاب‌هایی پرسه زده‌اید که در صفحاتش داستان فطرس ملک نبود که با اشک بر سیدالشهدا پر پرواز گرفت. شما که پرواز جنون انسان‌های گریان هم عصر خود را نمی‌بینید، چگونه درک می‌کنید داستان فطرس ملک را؟ همان بهتر که ماجرای توبه آدم ابوالبشر را درک نکرده‌اید که وقتی از جبرئیل «بحق‌الحسین» را شنید، بی‌اختیار اشک ریخت و این میراث مبارک را برای فرزندانش گذاشت.

این گستاخی‌ها، نتیجه غایی همان حرف‌هایی است که هراز گاهی به نام «آسیب‌شناسی» به گوش می‌رسد و اعلاترین اعتقادات ما را به سخره می‌گیرد. حالا دیگر با صراحت و در اوج وقاحت می‌گویند که این اشک‌ها چه فایده دارد؟ و اگر خوب چشمانشان را باز کنند، می‌بینند که ساده‌ترین فایده این اشک‌ها غیرتی است که امروز خون ما را به جوش آورده و چشمانمان را خون ساخته است. ساده‌ترین مطالبه ما از این نمایش بی غیرتی که متاسفانه در رسانه ملی شاهدش بودیم، عذرخواهی از تمام عاشقانی است که به عزیزترین بهانه زندگی‌شان اهانت شد. متولیان فرهنگی کشور و علی‌الخصوص رسانه ملی نیز باید غیرت دینی خود را نشان دهند و با برخوردی قاطع، راه دوباره این گستاخی‌ها را سد کنند.

http://old.jamnews.ir/Images/News/Larg_Pic/2-9-1390/IMAGE634576709628318750.jpg

و به کوری چشم همه آنهایی که برای نفس کشیدن بیهوده خود فایده می‌بینند و برای اشک‌های ما نه، می‌گوییم:

ابریم که ارث پدری‌مان اشک است

مشق شب و درس سحری‌مان اشک است

هر کس به زبان خود سخن می‌گوید

ما نیز زبان مادری‌مان اشک است


حضرت ابولؤلؤ رحمة الله علیه
پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 ساعت 23:57 | | نوشته ‌شده به دست علی رضا | ( )
شأن و مقام حضرت ابولولو رحمة الله علیه در لسان روایات معصومین علیهم السلام


اوصاف و تعابیر دلالت کننده بر مقام آن بزرگوار و عظمت اقدام منحصر به فرد وی در نزد اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام متعدد است که ما در اینجا به ذکر اوصافی با استفاده از "روایت احمد بن اسحاق قمی" بسنده می کنیم:


۱- او کسی است که خداوند به دست او دشمن خود و رسولش را هلاک نمود.


۲- او کسی است که به دست او خداوند نفرین حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را در حق عمر مستجاب فرمود.


۳- او کسی است که خداوند بواسطه او قول خود در قران را محقق نمود که (فتلک بیوتهم خاویة بما ظلموا)


۴- او کسی است که شوکت مبغض رسول خدا ص را در هم شکست.


۵- او کسی است که بواسطه او فرعون اهل بیت پیامبر و ظالم در حق آنان و غاصب حقوق و از بین برنده حرمت آنان را هلاک ساخت.


۶- او کسی است که رئیس منافقین و بتِ "جبت" را ازبین برد.


۷- او کسی است که خداوند بواسطه اقدام او چشم رسول خدا ص را روشن ساخت.


۸- او کسی است که خداوند بواسطه او غم و غصه اهل بیت علیهم السلام را مبدل به خشنودی ساخت.


۹- او کسی است که خداوند به واسطه او انتقام خون اهل بیت علیهم السلام را باز ستاند.


۱۰- او کسی است که خداوند به واسطه او لباس سیاه را از اهل بیت علیهم السلام و پیروانش بیرون کرد.


۱۱- او کسی است که غمهای اهل بیت علیهم السلام را برطرف ساخت.


۱۲- او کسی است که خشنودی و سرور را به شیعیان اهل بیت علیهم السلام باز گردانید.


۱۳- او کسی است که عید برای اهل بیت علیهم السلام را ایجاد کرد.


۱۴- او کسی است که خشنودی را برای اهل بیت علیهم السلام پدید آورد.


۱۵- او کسی است که دشمن اهل بیت علیهم السلام را مغلوب ساخت.


۱۶- او کسی است که ضلالت و گمراهی را از بین برد.


۱۷- او کسی است که مومنین را راحت ساخت.


۱۸- او کسی است که سر و راز منافقین را افشاء ساخت.


۱۹- او کسی است که مظلوم را نصرت بخشید.


۲۰- او کسی است که بدعتها را برای مسلمانان کشف نمود.


اوصاف فوق و دیگر اوصافی که برای او از روایات و احادیث استفاده می گردد نشانگر علو ایمان و بلندی مقام و مرتبه او در بهشت خواهد بود. که ناگفته پیداست که رسیدن به چنین توفیقی که در بالا ذکر گردید بدون توفیقی از سوی خداوند جل جلاله و علی میسر نمی گردد. (انما یتقبل الله من المتقین) مائده۲۷

http://s5.picofile.com/file/8133982950/abulolo110.jpg


نثار روح ملکوتی قداره کش مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام؛ پهلوان حضرت بابا شجاع الدین فیروز کاشی ابولولو رحمة الله علیه، صلوات...


البقیع لنا
سه شنبه چهاردهم مرداد 1393 ساعت 19:8 | | نوشته ‌شده به دست علی رضا | ( )
بیش از 400 میلیون شیعه در جهان

همگی باید فریاد بقیع لنا سر دهیم

باید برای آزادسازی بقیع از چنگال وهابیت کاری کنیم

اگر ما شیعیان بی تفاوت نبودیم بازسازی بقیع یک سال هم طول نمی کشید

فرموده پیامبر را فراموش کرده ایم

بر طبق روايتي صحیح از مرحوم شيخ طوسي (رحمة الله علیه) در تهذيب الأحكام از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كه به امیرالمؤمنین مولا علي (عليه السلام) فرمودند:

تو از دنيا مي‌روي و قبور شما و قبور فرزندان شما، زيارتگاه شيعيان خالص ما مي‌شوند.

... فيعمرون قبوركم و يكثرون زيارتها تقربا منهم إلي الله مودة منهم لرسوله، أولئك يا علي المخصوصون بشفاعتي والواردون حوضي و هم زواري غدا في الجنة.

شيعيان مي‌آيند قبور شما را تعمير و بازسازي مي‌كنند قربة إلي الله ... شفاعت ويژه من شامل اينها خواهد شد و فرداي قيامت در كنار حوض كوثر وارد بر من مي‌شويد و در بهشت به زيارت من مي‌رسند.

تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي، ج6، ص22، ح50 ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج14، ص383، ح19433

این که پیامبر گرامی اسلام از واژه "یعمرون" برای قبور مطهر ائمه اطهار استفاده کرده اندجای بسی تامل است چرا که پس از رحلت ایشان و مصائب جانگداز خاندان عصمت و طهارت تا کنون قبور مطهر ائمه اطهارهمیشه مورد جسارت مشرکان و دشمنان اهل بیت قرار گرفته ، تعمیر و بازسازی این مراقد شریفه به عنوان یکی از وظایف مهم شیعیان شمرده شده است.

حال سئوال؟؟؟

این شیعیان کجایند؟

چرا باید بقیع با وجود حدود 500 میلیون شیعه ویران باشه؟

این وضعی که در بقیع مشاهده میکنیم یک ظلم واضح و اهانت بزرگ به پیامبر و خاندانش است

این وضعیت (ویرانی بقیع) که 91 سال ادامه پیدا کرده ،نشان دهنده خذلان شیعیان است

اگر شیعیان بی تفاوت نبودند بازسازی بقیع یک سال هم طول نمی کشید تمام شیعیان اهل بیت را دوست دارند و دوست دارند که به آن بزرگواران خدمت کنند پس چرا نسبت به این مسئله بی تفاوت هستند؟!!!

شاید تصور شود که قدرت دفع این ظلم وستم را نداریم وهابیان با تکیه به قدرت بزرگی چون انگلیس دست به این کار زنند و ما فکر می کنیم توان مقابله با این ها را نداریم

و نمی توان این ظلم را از اهل بیت دفع کنیم ولی وقتی به صفحات تاریخ جستجو کنیم درمی یابیم که این فکر کاملا اشتباه است و این روش با قرآن و روایات اهل بیت سازگار نیست
 
در طول تاریخ و در موارد فراوان مردم در مقابل ابر قدرتها پیروز شده اند داستان لغو امتیاز تنباکو در ایران که منجر به خارج شدن استعمار انگلیس شد و نهضت بزرگ گاندی و ....
 
بر ما واجب است سعی کرده،حرکت وتلاش خود را برای بازسازی این مراقد مطهر انجام دهیم این اقدام باعث می شود نزد پیامبر و آل پاکش رو سفید باشیم بعضی کارها احتیاج به اجتماع تلاش ها دارد،یعنی همه باید کار کرده، زحمت بکشند تلاش هر شیعه قطره دریا است
 
متاسفانه بعضی از افراد بر این باورند که امام زمان می آید و آن حضرت قبور ائمه بقیع را می سازد.
 
این گونه تفکر تأسف بار است امام بیایند و قبور بقیع را بسازند
 
شرمنده ایم مولایم، شرمنده ایم که نزدیک یک قرن گذشت  و شیعه ای پیدا نشد تا قبور اجداد مطهر شما را بسازد و منتظر هستیم و دست روی دست گذاشتیم تا شما بیایید و بسازیید در روز ظهورتان هم شرمنده هستیم روی نگاه کردن به شما را نداریم به خاطر کم کاری هایی که می کنیم به دلیل این که یاورتان نبودیم به دلیل این خذلان و بی تفاوتی هایمان
 
بمیرم برای غربت اقای مظلوممان شاید هم بی تفاوتیم چون خیلی دور شدیم از خدا دور شدیم از رسول خدا دور شدیم از اهل بیت اطهار دور شدیم از مولا و سرورمان امام زمانمان دور شدیم.

آنقدر دور که فراموش کردیم حرم امامانمان ویران شده شاید مدینه باشی..

ای تنها زائر غربت دیرینه ی بقیع...
 
نمی دانم در آن تاریکی شب  در میان حرامیان وهابی می توانی بلند گریه کنی یا نه؟
 
آخر بغض هایت را کجا می شکنی؟؟
 
بغض های در گلومانده ات مرا به یاد بغض های حسنین علیهماالسلام در تشییع شبانه ی مادر خلقت می اندازد...

ای وای که چقدر این خاندان مظلومند و چقدر من بی تفاوت...
 
ای نفس بس است....رها کن تعلقات زمینی ات را!
 
ای نفس، اهل آسمان آرزو دارند جایت بودند تا با بذل همه چیز در راه امامشان، مقرب ترین درگاه الهی شوند

سالروز تخریب بقیع را به قلب داغدار ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه) تسلیت می گویم.
 
منبع: سایبان آرامش
**************

مولایم مهدی جان به خدا قسم بدون تو سخت است ما در زیارت آل یاسین میخوانیم نصرتی معدة لکم و مودتی خالصة لکم

دوستان عزیز پس بسم الله

جهت ارسال نامه ی اعتراض به سازمان ملل متحد ( که این نامه شامل محکوم کردن جنایات وهابیت در تخریب قبور ائمه بقیع علیهم السلام می باشد و اینکه همه ما شیعیان و محبین اهل بیت علیهم السلام خواهان بازسازی این قبور هستیم ) به وبلاگ زیر مراجعه بفرمائید

زمینه سازان ظهور

 

 
http://s5.picofile.com/file/8133604150/baqi.jpg

سزاوار است در بقیع برای امام حسن، باب الکرم درست کنیم

با طلا دور مرقد امام سجاد، بیتی از محتشم درست کنیم

باید برای امام باقر و امام صادق دارالقلم درست کنیم

نزد قبر ام البنین مادر عباس، نمادی از مشک و دست و علم درست کنیم

مداحان در این مکان دودمه لازم نیست، شاعران چاردم درست کنید

به کریم خانی می گوئیم برای بقیع مثل مشهد رضا قطعه "آمده ام" درست کند

دور یه گنبد بزرگ چهار گلدسته می گذاریم، ولی از داغ مادر خم درست می کنیم

کاش حالا که هرچیزی را نمی سازند کوچه را دست کم درست کنند

بگذارید کوچه را در ادامه طرح، باید از حرم تا حرم درست کنیم


تطبیر فی ماتم الحسین بن الحیدر
پنجشنبه نهم مرداد 1393 ساعت 22:23 | | نوشته ‌شده به دست علی رضا | ( )

روز غم حسین که باشد غم بشر
جانم زمهر و عشق او گردیده شعله ور


آماده جهاد شوم پوشم زتن کفن
سر میتراشم و به کفم شمشیر پر شرر


همدست همزبان به همراه دوستان
سر میدهم شعار حیدر حیدر حیدر


خون ریزم از سرم چو نبودم به کربلا
تا یاریش کنم، شوم بر خصم حمله ور


در را مکتب حسین و عزای او
باکی نباشدم ز شهادت؛ زنم به سر

http://www.gigpars.com/upload/dsh3_beitolabass_275.jpg

همه ما می دانیم روایت سرشکستن حضرت زینب سلام الله علیها از مسلم جصاص در کتب معتبری مثل بحار الأنوار جلد 45، صفحه 115 و جلد109، 91 و جلد6 و همینطور در کتاب نورالعین فی مشهد الحسین و کتاب المجالس الفاخرة فی مصائب العترة الطاهرة، صفحه315  و کتاب هایی دیگر از جمله مقاتل و در این کتب روایت از مسلم جصاص نقل شده که:  ........ و حضرت زينب مظلومه سلام الله علیها وقتي كه اين سر مطهر را ديد (سر مطهر آقا امام حسین علیه السلام) بي اختيار شده سر خود را به چوبه جلوي محمل زد چنانكه خون از زير مقنعه اش فروريخت...

 

اما آیا این روایات صحیح است؛ پاسخ به این سئوال را بزرگ مرجع عالیقدر جهان شیعه حضرت آیت الله العظمی حاج سید صادق حسینی شیرازی مدظله العالی، در استفتائی که از ایشان سئوال شده داده اند:

سئوال از محضرت آیت الله العظمی سید صادق شیرازی: آیا روایت «مسلم جصاص» مبنی بر این که حضرت زینب سلام الله علیها سر مبارک خود را به چوبه ی محمل زدند معتبر است؟

 جواب:

در معتبر بودن این روایت همین مقدار کافی است که:
1. تقریر صدها تن از مراجع معاصر و مراجع روزگاران گذشته است، بدین معنا که هنگام شنیدن این روایت از خطیبان مذهبی با آنان همراهی کرده، هیچ اعتراض نسبت به آن ابراز نداشتند.
2. بزرگانِ فقهای ما در علوم: فقه، حدیث و رجال به طور پیاپی این روایت را پذیرفته اند، لذا بنابر اصطلاح علم حدیث، این حدیث «مقبوله» و مورد اعتماد است. (بحار الأنوار جلد 45، صفحه 115 و جلد109، 91)
3. دانشمند متبحر در علم رجال و حدیث و کارشناس اسناد و روایات، یعنی مرحوم علامه مجلسی قدس سره در کتاب بحارالانوار خود، این حدیث را از پاره ای منابع معتبر نقل کرده است.

4. سید الطائفة، عالم بزرگ مرحوم سید عبدالحسین شرف الدین قدس سره به این روایت اعتماد و آن را در کتاب «المجالس الفاخرة فی مصائب العترة الطاهرة، صفحه315» نقل کرده است.

البته باوجود معتبر بودن این روایت بعضی ها می گویند که حضرت زینب سلام الله علیها بر شتر بی جهاز سوار شدند و کجاوه و محملی در کار نبوده، درست می گویند لحظه اي كه خانم مي خواستند سوار بر مركب بشوند شب يازدهم در صحرا بعد از اينكه همه رو سوار كردند ، در مقاتل هست كه شتــــر ها بي محمل بودند؛ اما این افراد نیمه کاره بلدند چون

اين ملعونين اسرا رو ٤٠ منزل بردند و شهر به شهر گردوندند تا مثلا مردم ببينند كه عاقبت مخالفت با حاكم چيه. در مقاتل آمده كه در بعضي از شهرها، مردم به حالت ترحم چيزهايي به اين مخدرات مي دادند
و در جايي هم هست كه بانو زینب سلام الله علیها از بعضي از بانواني كه ميشناختند طلب معجر كردند، البته معجر نداشتن به معناي زبانم لال بي حجاب بودن نه! معجر چيزي بوده كه روي جلابيب مي انداختند تا حجم بدن معلوم نباشه
تقريبا مثل كسي كه الان مانتو و مقنعه و چادر بذاره بعدش چادر رو از سرش بكشن.
و در بين راه اين حرامي ها دلشون به حال اين اسرا مي سوخته و براي اينكه اين بچه ها از روي شتــــر ها نيفتند در صحرا و بعدا بتوانند بابت هر كدامشان جايز بيشتري بگيرند در مقاتل هست كه بعضي از شترها رو مجهز به كجاوه كردند
البته از كيدشون هم مي تونه باشه، كه بگن ببينيد ما با كساني كه عليه ما جنگيدند چقدر خوب بر خورد مي كنيم!
و اين اتفاق سر كوبيدن به محمل در بازار شام افتاده زماني كه سر مبارك شروع به قرآن خواندن مي كنه و بي بي زینب کبری سلام الله علیها سر به محمل مي كوبند

http://s5.picofile.com/file/8132850018/ya_zeinab.jpg

سربه محمل زد جهان راخواب کرد

سر شکستن را به عالم باب کرد

می زنم تازنده ام بی واهمه

صبح عاشورا به روی سر قمه

 

و همه ما می دانیم بسیاری از انبیاء مقرب از کربلا گذر کردند؛ در سرزمین کربلا به طریقی سر آنها شکسته و خون از سر آنها جاری شده مانند حضرت ابراهیم علیه السلام و برخی پایشان شکسته مانند حضرت آدم علیه السلام و وقتی دلیل را سئوال کردند جواب آمد: به خاطر همدردی با حسین که خون پاکش در این سرزمین جریان خواهد یافت

 حضرت ابراهیم خلیل الله علیه السلام سوار بر مرکب بود که به کربلا رسید، پای اسبش لغزید و به زمین خورد و سر حضرت ابراهیم شکافت. رو به آسمان کرد و گفت:پروردگارا چه لغزشی از من رخ داده است؟به اراده الهی مرکبش به سخن آمد و گفت: شرمندگی من بسیار شد، اما علت این است که در این سرزمین فرزند آخرین پیام آور خدا به شهادت خواهد رسید و در همدردی با اوست که خون پاک تو نیز در اینجا جریان یافت.

این روایت معتبر در که در کتاب شریف بحار الانوار جلد 44 صفحه 243 آمده نشان از آن می دهد که حضرت ابراهیم هم به خواست خدا، سرش بر زمین خورد و شکافته شد و خون جاری گشت.

پس نتیجه می گیریم خون جاری شدن در عزای امام حسین علیه السلام مورد قبول خداوند بزرگ و بلند مرتبه است...

 

و در پایان سخنی از آیت الله بهاء الدینی که فرمودند: روز عاشورا وقتی قمه زنها قمه زدند دیدم هر قمه زنی خیلی بی حاله ملائکه زیر بغلش رو گرفتند...

 

اما بعد، روز عاشورا، علامه امینی رحمت الله علیه که صاحب کتاب ارزشمند الغدیر و باعث سربلندی شیعیان هستند، کنار در ورودی حرم امام حسین علیه السلام ایستاده بود، که عده ای با سر و روی خونین وارد حرم آقا شدند.

شخصی بـه علامه گفت: آقا این کارها جزو دین است؟؟؟(این کارها جائز است)

علامه امینی فرمودند:این کارها عین دین است؛چرا که ما غدیر را محکم نگرفتیم و دشمنان، آن را کم رنگ کردند، اما عزای امام حسین علیه السلام را باید با چنگ و دندان حفظ کرد.